شکسپیر گفت
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند .. زندگی کوتاه است ..پس به زندگی ات عشق بورز ..
خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..
قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن
قبل از اینکه بنویسی » فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی » ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن
قبل از تنفر » عشق بورز
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
کارگر خسته و درمانده بود، در راه به
صندوق صدقه ای رسید، سکه از جلیقه
کهنه اش درآورد تا صدقه دهد
ناگهان...!
نگاهش به جمله ای روی صندوق صدقه
افتاد!!!
منصرف شد و به راه خود ادامه داد...
.
.
.
(صدقه عمر را زیاد میکند!)
![]()
![]()
![]()
![]()
1. چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟
2. چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع ها به هم رحم نمیکنن؟
3. چرا دو شهروند چشم میدوزن به سبد همدیگه؟
4. چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟
5. چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟
6. چرا وقتی می رن شلوار بخرن مغازه های کفش فروشی رو هم نگاه می کنن؟
7. چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟
8. چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟
9. چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟
10. چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟
11. چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟
12. چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟
13. چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟
14. چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه
۱۵ . چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟
۱۶. چرا سه تار سه تا تار نداره؟
۱۷. چرا اکثر ماشینها تو ایران یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟
۱۸. چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟
۱۹. چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟
۲۰. چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟)
۲۱. چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟
۲۲. چرا داماد باید برقصه ؟
۲۳. چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟
۲۴. چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟
۲۵. چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحابش بشیم؟
۲۶. چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟
۲۷. چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟
۲۸. چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟
۲۹. چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟
۳۰. چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟
۳۱. چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟
۳۲. چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟
۳۳. چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟
۳۴. چرا زنها سالوادور و فارسی 1 رو از شوهراشون بیشتر میبینند؟
۳۵. چرا انقدر حواست پرت شده که نفهمیدی از شماره 32 بلافاصله پریدم شماره 35؟
۳۶. چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره 32 تا 35 رو دیدی؟ چرا به چشماتم شک داری ها ؟! چرا ؟!
۳۷. چرا آخه ؟!![]()
![]()
![]()
![]()
هیچوقت از مشکلاتت ناراحت نشو کارگردان همیشه بهترین نقش ها را به بهترین بازیگر ها میدهد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اشتباهات انسان ابتدا رهگذرند.سپس مهمان میشوند و بعد صاحبخانه!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ما همواره کارهای احمقانه ایی انجام داده ایم که با نام تجربه ان را به رخ دیگران میکشیم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
فقط با دوست میتوان قهر کرد غریبه ها ناز ما را نمیکشند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تجربیات یک انسان شکست خورده با ارزش تر است از موفقیت های انسان بی تجربه
* * * ** * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * ** * ** * * * **
خطاها همیشه در همسایگی حقیقت زندگی میکنند به همین دلیل فریبمان میدهند
* * * * * * * * * * * * * * * ** * * * * * * * * * * * ** * * * * * * ** **
قطعا خاک و کود لازم است تا گل سرخ بروید اما گل سرخ نه خاک است نه کود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال.تو چگونه می افتی؟چون برگی زرد یا گلی سرخ
* * * ** * * * * * * ** * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * ** * * * ** * * * * * *
همیشه اون تعقیری باش که میخوای توو دنیا ببینی
* * * * * ** ** * * * * * * ** * * * * * * * * * * * *
دامن شادی اسان نمی اید بدست.پسته را خون میشود دل تا لبی خندان کند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گاهی باید سکوت کنیم شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد
سلام دوستان عزیز!
خیلی ممنونم که معرفت به خرج می دین و میاین وب ما رو می بینید!
راستش تو این دوره زمونه آدم دیگه نمی تونه به چشم خودشم اعتماد کنه چه برسه به ...!
همین سریال های ماه رمضون!
بهترین آدما هم شیطون از آب درمیان!!!
خدا همه ی مارو حفظ کنه!!
آهان!.. منظورم از این چرت و پرت ها که می گم چیه؟
خودم هم دقیقا نمیدونم چرا دارم اینارو می گم!!!
آقا حالا اینارو ول کنین بگین خبر تازه چی دارین؟!
خبرهای جدید و خوشمزه تونو برای ما ارسال کنین!(برای اطلاع: شما می تونین درباره ی خراب شدن ماشین اصغر آقا یا سوختن قرمه سبزی اقدس خانم هم صحبت کنین!!)
شماره پیامک که نداریم ولی می تونین همین زیر تو قسمت نظرات خبرهای تازه تون رو برای ما ارسال کنین!
با تشکر مدیر وبلاگ!!!
فروردین: گل رز شما گاهی بدون فکر قبلی کاری را انجام می دهید. بسیار رک گو هستید و عاشق مسافرت! اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید و پشتکارتان خوب است.
اردیبهشت: گل نسترن
فردی صبور و پرطاقت هستید و اراده بسیار قوی دارید. دوست دارید کارها را به آهستگی ولی به طور جدی انجام دهید. خجالتی هستید و قابل اعتماد. سعی می کنید از مشاجرات دوری کنید.
خرداد: گل یاس سفید
رفتار دوستانه ای دارید. رک گو و پر حرف بوده و همین امر به جذابیت شما می افزاید. مانند گل یاس، همیشه برای زنده کردن یک مجلس و معطر کردن آن حضور دارید. از رفتار بد دیگران سریع می گذرید. برای رفاقت ارزش زیادی قائلید.
تیر: گل بنفشه
زندگی همیشه برایتان شیرین نیست و زیاد یا فراز و فرودهای آن مواجه می شوید. به جای داشتن درآمد جزیی به فکر درآمدهای کلان هستید. ذهن خلاقی دارید و به دنبال فعالیتهای خلاقانه هستید. در خانه بیشتر از همه جا احساس امنیت و آرامش می کنید.
مرداد: گل شب بو
فردی با محبت، خونگرم، دلسوز اما کمی عصبی هستید. غالباً از کمبود اعتماد به نفس رنج می برید و کمی نیز احساس ترس در شما دیده می شود. برخی اوقات مردم از اخلاق خوب شما سوء استفاده می کنند.
شهریور: گل داوودی
جدی، متفکر و تا حدی اندیشمند هستید. در کارهایتان سرسختی و سماجت دارید و این مسئله گاهی به ضرر شما تمام می شود. به رغم آنکه شخص مهربانی هستید اما برخی اوقات رگه های نامهربانی در شما نمایان شده ک این مسئله دیگران را آزار می دهد.
مهر: گل زنبق
فرد مودبی هستید. به سرعت عصبانی می شوید ولی خیلی سریع به حالت اولیه باز می گردید. از زیبایی لذت می برید. فرد محبوبی هستید و سرشت سخاوتمندی دارید. میل زیادی برای زندگی در شما موج می زند و از انجام هر کاری لذت می برید.
آبان: گل ارکیده
به سرعت تصمیم می گیرید و در انجام کارهایتان بسیار سریع و چابک هستید. تغییرات شغلی شما را نمی ترساند که این موضوع یکی از برتری های شخصیت شماست. توانایی استثنایی در سازماندهی کارهایتان دارید.
آذر: گل مریم
احساساتی، صادق، باوفا، بشاش و خوش اخلاق هستید، اما اگر بخواهید می توانید همزمان روی دیگر سکه را نیز نشان دهید. خانه را تنها پناهگاه مطمئن زندگی می دانید. کمال طلب و تا حدی رویایی هستید که در برخی موارد این رگه های شخصیتی به کمک شما می آیند.
دی: گل همیشه بهار
اهل رقابت و دوست بازی و قابل اعتماد و امین هستید و خیلی علاقه دارید وقت خود را بیرون از خانه بگذرانید. بسیار توددار و در واقع درون گرا هستید، از شادی دیگران شاد می شوید اما خود به سختی به آرزوهایتان دست می یابید.
بهمن: گل گلایل
باهوش هستید و می دانید چه می کنید. می خواهید همه امور مطابق میل شما باشد که البته گاهی می تواند به دلیل عدم توجه به نظر دیگران برایتان مشکل ساز شود. اما در مورد عشق صبور هستید. همواره اهدافی برای دستیابی دارید و واقعاً برای رسیدن به آنها تلاش می کنید.
اسفند: گل نرگس
مهربان، با گذشت و بسیار تودار هستیدف به هیچ وجه خودخواه نیستید. همیشه بهتربن را برای دیگران می خواهید. دوستانتان برایتان بسیار مهم هستند و قدر آنچه را که دارید می دانید. بین دوستان محبوب هستید و در خانواده نظر شما بر دیگران ارجحیت دارد
سلام طبق معمول چنتا چرت و پرت .... :
کلا شانس نداریم اگه دخترم هم به دنیا میومدیم تو دوران فیسبوک به دنیا نمیومدیم که زیر عکسامون 100تا کامنت بذارن مام بگیم مرسی،تو جهل عربا به دنیا میومدیم زنده به گورمون میکردن
ضد حال یعنى اینكه عشق داریوش باشى، موهات و ریشت رو مثل داریوش بذارى بعد هركى میبینتت بگه وااااى چقدر شبیه شهرام شپره شدى...!!!


فعلا بای تا...
سلام دوستان عزیز!
مطلب یک روز با تاکسی ها نوشته ی خودمه!
امیدوارم بخونید و لذت ببرید!
لطفا نظراتتون رو درباره ی داستان به ما اطلاع بدید!
باتشکر از همه ی شما!!!
کلاس تمام شد.دانیل که خیلی خسته بود از کلاس بیرون آمد و وارد سالن عمومی شد.از قوانین کالج این بود که فقط تا ساعت معینی می توانستند در مدرسه بمانند و اگر از آن ساعت می گذشت در های مدرسه قفل می شد. البته معلم ها می توانستند یک جوری به خاطر معلم بودنشان چند دقیقه ای بیشتر بمانند.
آقای دانیلز از معلم های خوب مدرسه بود.شهر جای عجیب و غریبی بود و چون دانیل تازه به آنجا آمده بود آقای دانیلز او را به خوابگاه می رساند.راستش تنها آقای دانیلز مورد اطمینان بود.
جاسمین کنار دانیل آمد:(( آقای دانیلز هنوز نیامده؟))
-:نه چون سمورش شیطونی کرده و پشت در سرسرای بزرگ مونده.آقای دانیلز هم رفته اونو بیاره.
-: دانیل پس مثل این که امروز هردومون باید با تاکسی بریم خوابگاه.
در همان زمان صدای زنگ ساعت دیواری بزرگ طنین انداز شد.وقت تمام شده بود!بچه ها به سمت در خروجی یورش بردند.همه روی سر هم می ریختند و به طرف بیرون کالج می رفتند.جاسمین و دانیل هم در موج جمعیت افتادند و داشتند له می شدند.
خلاصه بعد از این که به هر زوری از کالج خارج شدند جاسمین گفت:دانیل اگه اشتباه نکنم خیلی گشنمه!چطوره زودتر سوار یک تاکسی بشیم و به سمت خوابگاه بریم؟
-:موافقم
-:تو پول داری؟
-:آره.
آن ها اینقدر کنا خیابان صبر کردند تا بالاخره یک تاکسی جلویشان ایستاد.جاسمین گفت:خوابگاه؟
راننده سرش رل به علامت تایید تکان داد و دانیل و جاسمین سوار شدند.راننده گفت:از این جا تا خوابگاه راه زیادی است...
جاسمین گفت:می توانید جلوی یک سوپری نگه دارین؟ماخیلی گرسنه ایم.
راننده با تکان دادن سرش موافقت کرد و جلوی یک سوپری نگه داشت.دانیل احساس می کرد که صاحب سوپری را می شناسد.ولی بعد دعا کرد کاش آن نباشد.
جاسمین و دانیل وارد مغازه شدند و دانیل فهمید درست حدس زده است. صاحب مغازه پیرمردی است که با این که اسم مغازه اش سوپر مواد غذایی است در آنه کتاب های عجیب و غریب می فروشد و جالب این بود که کسانی هم که وارد مغازه می شدند اصلا متوجه این اشتباه نبودند!درست مثل این که جادو شده باشند!
بالاخره راننده تاکسی به حرف آمد:
-:این ها غذای آماده می خواهند.
فروشنده از جایش بلند شد و از قفسه ی کتاب ها کتابی برداشت که رنگ زمینه ی جلد آن آبی بود و عکس یک شبه روی آن بود!در ضمن کتاب هیچ عنوانی نداشت!
دانیل کتاب را از فروشنده گرفت و یک صفحه از آن را باز کرد و با کمال تعجب دید که صفحه خالیست!او هر چه ورق زد فقط و فقط صفحه هایی دید که در آن هیچ چیز ننوشته بودند!
جاسمین هم متوجه این موضوع شده بود. آن ها به یکدیگر نگاهی انداختند و فرار کردند.راننده تاکسی پشت سرشان می دوید.
آن ها برای یک تاکسیدیگر دست تکان دادند.تاکسی ایستاد.آن ها سوار شدند و نفس راحتی کشیدند که ناگهان راننده تاکسی سرش را برگرداند و گفت:کجا می روید؟
دانیل و جاسمین جیغی کشیدند و بیرون پریدند.تاکسی چی همان راننده ی تاکسی قبلی بود!
آن ها اینقدر دویدند که به یک کوچه رسیدند.سریع درون آن پیچیدند.کوچه ی پهنی بود و در کنار آن یک جوی آب بود. کنار جوی دو ردیف درخت نارون روییده بود.جاسمین همان طور که نفس نفس می زد به یک نارون تکیه داد ونشست.
-:جاسمین من می روم یه تاکسی دیگه پیدا کنم.وقتی یه تاکسی پیدا شد به تو می گویم.
بعد به طرف خیابان دوید.خیابان شلوغ بود.ناگهان یک تاکسی خالی جلوی دانیل آمد.دانیل بعدها هر چه فکر کرد نفهمید چرا آن روز رفت و روی صندلی خالی راننده نشست تا به دنبال جاسمین برود اما ناگهان دید که راننده روی صندلی خود نشسته و خودش کنار او روی صندلی جلو بود!
راننده بلند بلند می خندید و دندان ها ی بلند و عجیبش را به او نشان می داد.دانیل جیغی زد و پیاده شد و به سمت جایی که جاسمین نشسته بود دوید.راننده هم با همان صدای قهقهه ی بلند دنبال او می دوید.
دانیل کنار جاسمین روی زمین کنار جوی پشت نارون ها خوابید و به جاسمین هم اشاره کرد که دراز بکشد و خودش را مخفی کند.
راننده نزدیک آن ها شد ولی آن ها را ندید.داشت برمی گشت که ناگهان پای دانیل به سنگی خورد و سنگ در جوی آب افتاد و شالاپ صدا کرد.راننده تاکسی به طرف آن ها برگشت.جلوی صورت ان ها خندید و دندان های خون آلودش را به آن ها نشان داد.بعد دست هایش را به سمت گلوی آن ها برد و...
-:دانیل بیدار شو.تاکسی به در خوابگاه رسیده...من که پول ندارم...دانیل!
دانیل بلند شد.پس همه اش یک خواب بود!دستش را درون جیبش برد و پول هایش را درآورد...وقتی دستش را دراز کرد که پول را به راننده بدهدچهره ی راننده را دید!و از هوش رفت!
راننده تاکسی همانی بود که در خواب دیده بود!!!
سوسک بوست کنه،موش قلقلکت بده; مارمولک توظرف غذات بیفته،اگه فراموشم کنى
************
سال قبل مبارک(ستاد شادسازی عقب ماندگان ذهنی)
************
۸بار بگو ساندویچ و اینو برای ۸ نفرهم بفرست فرداشب پیتزا میخوری باور کن یک نفر کوتاهی کرد شام ماست و خیار خورد.
************
همین الان یه منبع ناشناس که نخواست اسمش فاش بشه خبری رو اعلام کرد که نخواست پخش بشه.
************
داغترین جدیدترین باحال ترین اس ام اس های عاشقانه خنده دار سركاری-هر هفته با ما باشید.
************
برای مردهای مجرد باید مالیات سنگینی مقرر شود
چون این انصاف نیست که شادتر از بقیه زندگی کنند!
************
توماس ادیسون در بیانیه ای یاد آوری کرد
من فقط برق رو اختراع کردم
جان مادرتون واسه قبضش به من فحش ندین !
************
متصدی بانک :
خانم بریزم به حساب جاریتون ؟
خانم: الهی بمیره این جاریم!
نه بریز به حساب خودم !
************
بعضی آدما یه دوره ای در کنارت هستن
بعد از اون از کنارت به روی اعصابت نقل مکان میکنن
مثل تو !
************
منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم
به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم!
************
تبلیغات 
